تبليغاتX
چرک نویس

سلام ای کهنه عشق من ، که یاد تو چه پا برجاست
سلام بر روی ماه تو،عزیز دل سلام از ماست

+ چهارشنبه 30 بهمن1387 آوین

خانم امیدوار میگه : " اونقدر جدی به مونیتور ذل زدی که انگاری می خوای بزنیش ! "

اونقدر توی افکارم گره خورده ام که اینجا رو اینهمه خاک گرفته است .

با تمام بدی های همه چیز ، همه چیز خوب است به جز این امتحان لعنتی دلچسب که با تمام زمانبندی های دقیق من به این تنبلی بی سر و ته گره خورده و نمیرسم تمام کنم این همه بحث و جدل یکساله را با ذهن این و آن و آن دورترها صدای قهقهشان چشمانم را به سمتشان بر میگرداند و افکارم در این پژوهش عملیاتی مانده بر روی میز سر میخورد و دلهره ام باز با خونسردی این ایامم مهرو موم میشود برای .... می دانی برای زندگی ، .... زندگی .

+ چهارشنبه 11 دی1387 آوین |

من نمردما !!!  تعطیلم که اینجا اینهمه تعطیله .

فقط همین .

+ یکشنبه 14 مهر1387 آوین

یکی از قطعه های پازل زندگی من کم ‌ـ ه

 

+ سه شنبه 22 مرداد1387 آوین

ساعت ۱۱:۵۵

+ یکشنبه 20 مرداد1387 آوین

آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ،آخ

+ چهارشنبه 2 مرداد1387 آوین

 

ما ز اسب  و اصل افتاده ایم
ما پیاده ایم ، اي سواره ها

 

+ یکشنبه 23 تیر1387 آوین |

خفقان ي گرفته ایم سخت به همراه  متعلقاتش

 

پ.ن

  • به گمانمان عقاید دلقک وارمان می ساید بر اعصابشان  

 

+ دوشنبه 17 تیر1387 آوین |

+ چهارشنبه 1 خرداد1387 آوین

سكوت و اين همه حرف كه نزديم و گذاشتيم براي روز مبادا ! ، شايد به دردمان خورد اين همه هياهوي اين ايام ياد اوري شده در خيالمان  ، كه خيالهاي واهي مي بافد اين روزها ، به گمان فراموشي اين همه خواب تلخ.

 

+ دوشنبه 30 اردیبهشت1387 آوین |